واکسن یکسالگی و اولین قدمهات
سلام دخترکم.فدات بشم شما صبح روز 23 آذر واکسن یکسالگیت رو زدی.با بابایی و مامان جون رفتیم و شما یه کوچولو وقت امپول خوردن گریه کردی و بعدش هم ما شاالله انگار نه انگار خیلی دختر ماه و قوی هستی نازگلکم. با اینکه دکترت و دوستان همه میگفتن که اصلا درد و عواقب بعد واکسن رو نداره اما من و بابا حسابی نگرانت بودیم و استرس داشتیم .اما خدا رو شکر فعلا که خوب بودی نفسم. دندون ششمت هم داره درمیاد و الان دو شبی هست که خیلی اذیت میشی و تا صبح نمی خوابیم و همش بی حوصله ای و کم غذا شدی و ضعیف تر. دخترکم شما اولین قدمت رو تو تاریخ 8 آذر برداشتی و با یه گام کوچولو و لرزون کلی مارو خوشحال کردی. ممنونم که این همه شادی ...
امید زندگیم ، بهار عمرم ، یکسالگیت مبارک
یهویی3
ماهگردهای دخترکم
عزیییییییزکم ماه ها گذشت و به ماه دوازدهم رسیدیم و الان فقط 5 روز به جشن تولدت باقی مونده...چقدر دلتنگ روزهای رفته ام و چقدر امیدوار و منتظر به روزهای اینده. یک سال ، سیصد و شصت و پنج روز گذشت اما من به روز ها نگاه نمی کنم ، ثانیه ها رو میشمارم و از مرور تک تک ثانیه هایی که با تو گذشت لذت میبرم . با تو طعم ناب مادر بودن رو چشیدم و تمام تلاشم رو کردم تا مادر خوبی برای فرشته نازم باشم. فرشته ای که سال پیش همین موقع ها بی تاب دیدن و بوییدن و بوسیدنش بودم . لحظات با تو بودن ناب ترین لحظات زندگیم هست و از خدای خودم به خاطر به اغوش کشیدنت سپاس گذارم. لحظه لحظه با هم زندگی کردیم و من خیلی بیشتر از تو وابسته به مادر بودنم هستم ....
مروارید چهارم و پنجم خانم طلا
عشق من شما با کلی ناراحتی دندون چهارم رو هم در تاریخ 1 اذر در اوردی و دندون پنجم شما هم 14 اذر درومد. حسابی مامان رو گاز میگیری و گاهی واقعا اشکم در میاد .نمیدونم چرا فقط زورت به من میرسه اخه. ...








